فراموش کردم
رتبه ویژه: 13
رتبه کلی: 23


درباره من
تحصیلات:
لیسانس الکترونیک از دانشگاه حکیم سبزواری

فوق لیسانس الکترونیک از دانشگاه شهید رجایی تهران

رتبه 12 کنکور دکتری الکترونیک 94 از بین 1745 داوطلب
دانشجوی دکتری الکترونیک دانشگاه زنجان
متولد 1364


مهدی عزیزی (Azizi )    

دري وري هاي مـيـانـابـيـكس!

منبع : Miyanehpix.blogfa.com
درج شده در تاریخ ۸۷/۰۷/۲۸ ساعت 13:23 بازدید کل: 1225 بازدید امروز: 1
 

دري وري هاي مـيـانـابـيـكس! وقتي بخش دوم مصاحبه مهندس نائبي را در سايت ميانج خواندم . . . وقتي بخش دوم مصاحبه مهندس نائبي را در سايت ميانج خواندم ، فهميدم كه اوضاع خراب هست و قرار هم نيست درست شود. مي خواهم نكاتي را در اين مصاحبه متذكر شوم ولابه لاي آنها حرفهاي ديگرم را هم بزنم، شما هم اگر حرف نگفته و ... ايي داريد ميتوانيد در بخش نظرات بياوريد يا بگوييد تا در يك پست جداگانه قرار دهم. خوشبختانه سايت ميانج هم تريبون آزادي ايجاد كرده و ميتوان استفاده كرد ولي چه كسي تضمين مي دهد كه فردا به سرنوشت ميانه دات كام دچار نشود؟! نمي توانم نظم و ترتيب مشخصي را در اين نوشته رعايت كنم و براي همين در ابتدا مي گويم : ((ببخشيد، معذرت مي خواهم.)) ((او)) كيست؟! هر نشريه و سايتي كه با دانشگاه آزاد ميانه ارتباط داشته باشد (كارمند و استاد و ...) به راحتي نمي تواند اعلام استقلال كند،(مي تواند ولي مشكلات دارد!) چون اين دستگاه نانخور ((او))ست و جزو حوزه اوامر ((او))ست و اين را حتي رئيس اش در مصاحبه اش گفت و بهتر است بگويم اعتراف كرد. مصاحبه رياست دانشگاه آزاد ميانه http://www.miyanaj.com/r1273.htm اين را از بابت آنهايي كه حواسشان نيست گفتم وگرنه همه بهتر از من مي دانند. اگر متوجه نشديد، آن پايين ها معلوم مي شود ((او)) كيست؟! بخش عمده ي اين نوشته در مورد ((او))ست. چاره اي هم نيست و بايد تحمل كنند و تحمل كنيم. خود كرده را تدبير نيست. اين مطلب را بايد وسط هاي نوشته مي آوردم ولي تحمل آن پايين ها را نداشت. و اما مهندس نائبي، چند نكته در بخش دوم مصاحبه شان ديدم كه حس نوشتن در امثال من ايجاد مي كند. (( . . . و مردم مهندس هاشمی را پذیرفتند و برای پنجمین بار به وی اعتماد کردند. مگر 40 هزار رای کم است؟)) ((مردم با جان و دل او را به عنوان نماد و نمایاننده خود انتخاب کردند. اگر حجم تبلیغات منفی علیه ایشان نبود، بیش از 60 هزار رای را باید امسال ثبت می کردیم.)) دلم مي خواهد قبل از پرداختن به اين جملات احساسم را در مورد مهندس نائبي و افرادي كه در شرايط ايشان قرار دارند را بنويسم. همه مي دانند و خودتان هم بهتر مي دانيد كه هر حرف ناروايي كه در مورد شما مي گويند و هر بد رفتاري كه با شما مي شود ، به خاطر خودتان نيست و بابت ((او))ست. ولي مي بينم كه هنوز دلتان مي خواهد سپر بلايش باشيد و فدايش شويد. پس يا متوجه قضيه نشده ايد و يا آن قدر طرف مقابلتان ارزشمند هست كه حاضريد در اين راه نابود شويد. من هم آرزو مي كنم كه ارزشش را داشته باشد ولي امثال بنده ارزش ((او)) را نفهميده باشيم. چون نمي توانيد به گذشته برگرديد. اين را از نظرات همشهريان مي توان فهميد. پس به بازگشت فكر نكنيد و با تمام توان به راهتان ادامه دهيد. يك نگاهي به وبلاگ آچاچي بد نيست.بخوانيد و مقايسه كنيد. ------------------------------------------------------------------ بعد از انتخابات در وبلاگ آچاچي آقای مهندس مشغله فراوانی دارد - پنجشنبه هجدهم مهر 1387 http://www.achachi1.blogfa.com/post-184.aspx ------------------------------------------------------------------ قبل از انتخابات در وبلاگ آچاچي چه کسی را انتخاب کنیم؟ - سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 http://www.achachi1.blogfa.com/post-125.aspx ------------------------------------------------------------------------ مجبور شدم ارجاع دهم چون فقط همين در دسترس هست. اين وبلاگ از منتقدان سرسخت ((او)) بود كه هيچ گاه هم به خواسته هايش نرسيد ولي در زمان حساس انتخابات ، مدافع و طرفدارش شد و حالا دوباره انتقاداتش را از ((او)) شروع كرده! و باز هم مي داند كه به خواسته هايش نخواهد رسيد! همان ((او))يي كه مي شناختش و مي شناسد. وقتي قابليتهاي ((او)) را مي دانيم چرا انتظار بي خودي داريم؟! مگر نگفت : هيچ قولي نمي دهم! اين جمله را در همان نشريه اي كه مهندس نائبي به آن اشاره كرده اند (همان ويژه نامه اش) با تيتر درشت چاپ كرده اند. چرا اسناد را نگه نمي داريد؟ تا بعداً سر فرصت مرور كنيد. شما كه مي دانستيد خواسته هايتان را برآورده نخواهد كرد. چرا (( بخاطر تجربه 30 ساله مهندس هاشمی در رأس کشور و اعتبار ملی ایشان، نگذاریم این سرمایه از دستمان برود)) ، نگذاشتيد از دست برود؟ چرا ميانه را فداي اصلاح طلبي و اصولگرايي دروغين و بازيهاي سياسي كرديد. چند روز پيش ، دوستي مي گفت كه بخشي از مدافعان و حاميان سابق ((او)) در زمان انتخابات ، دوباره نشسته اند در اينجا و آنجا از كارهاي بد و بدترش حرف مي زنند و ... ، ما كه گفتيم رهايش كنيد و رها نكرديد ، حالا اين بساط تكرار مكررات و بدگويي هاي مجددتان چيست؟ مگر نه اينكه كار خودتان و تدبير خودتان هست؟! چه كساني آزموده را دوباره آزمودند؟ و هنوز باور ندارند كه گول خورده اند يا شايد باور دارند و به روي خود نمي آورند. اگر نامه مهندس واعظي يا در واقع افشاي آنچه من و شما نمي دانيم را هم نديده ايد يا با دقت نديده ايد. دوباره ببينيد. اين ها قطعات پازلي هستند كه وظيفه ي شماست كه در كنار هم بچينيد و يك تصوير واضح و بدون خطا در بياوريد. صد هزار نفر و ما هفت نفر وشما بازیچه یک نفريم؛((او)) مهندس صادق واعظي(عضو شوراي اسلامي شهر ميانه) http://www.miyanaj.com/r1363.htm گرفتاري هاي چند ماهه ي شوراي شهر بيشترين ضربه را به ((او)) زد و در مرحله ي دوم به اعضايي از شورا كه وابسته به ((او)) هستند. اصولاً حضورشان در شورا براي همين كارها بوده. ما از افرادي كه سابقه ي كمترين فعاليت اجتماعي مفيد نداشته اند و در شورا وارد مي شوند چه انتظار و خواسته اي ميتوانيم داشته باشيم. افرادي كه هنوز نمي دانند عضو شوراي شهر هستند يا شوراي شهرداري. خدا لعنت كند آنهايي را كه ناتواني خود را مي دانند ولي وارد اين بازيها مي شوند. آقاي احمدي و افرادي مانند ايشان با فعاليتهاي اجتماعي شان در چند ماه گذشته نشان دادند كه وظيفه شان حضور در شوراي شهر بوده و مي بينيم كه در نبودشان ميدان براي چه افراد بي عرضه اي خالي شده است. اگر اين افراد ادعاي كانديداتوري مجلس شورا را هم داشته باشند كه چه بهتر، از دستشان خلاص مي شويم و صادرشان مي كنيم به طهران. آخيش . . . ! راحت شدم. حالا بپردازيم به مطلب بالايي: (( . . . و مردم مهندس هاشمی را پذیرفتند و برای پنجمین بار به وی اعتماد کردند. مگر 40 هزار رای کم است؟)) ((مردم با جان و دل او را به عنوان نماد و نمایاننده خود انتخاب کردند. اگر حجم تبلیغات منفی علیه ایشان نبود، بیش از 60 هزار رای را باید امسال ثبت می کردیم.)) آقاي مهندس نائبي! چرا مردم ميانه در مرحله اول انتخابات در همان دور اول به مهندس ِ ملي يعني ((او)) اعتماد نكردند؟! چرا در همان دور اول اعتمادشان را نشان ندادند؟ بله 40 هزار راي ، راي كمي نيست. ولي براي دور اول انتخابات! نه براي دور دوم و جايي كه رقابت بين دو نفر مانده بود. پس نمي توانيد بگوييد : ((مردم با جان و دل او را به عنوان نماد و نمایاننده خود انتخاب کردند.)) با حضور در بين آحاد مردم مي توانستيد ببينيد كه در روزهاي آخر، از سخنرانيهاي تند و حرفهاي ركيك رقيب ِ ((او)) ، بدشان آمده بود. آن سخنرانيها به نفع ((او)) تمام شد. بله اگر تبلیغات منفی رقيبشان علیه ایشان نبود، ايشان نمي توانستند اين راي را بياورند.اگر رقيبشان در روزهاي آخر سكوت مي كردند و مردم را نمي ترساندند به راحتي معضلي به نام ((او)) از سرمان باز مي شد و اميد به زندگيمان افزايش مي يافت. همان تكنيكي كه در سطح دولت و قوه مجريه به وقوع مي پيوندد. هر دو جناح عمده دو روي يك سكه اند كه ملت را بازي مي دهند. كاش تاس بود و شش وجه داشت، اينطوري 24 به توان 24 سال بازي مي كرديم. مثلاً سال آخر احمدي نژاد عدالت پرور دارد تمام مي شود ولي از اجراي عدالت در بين كارمندان دولت خودش هم ناتوان هست ، بقيه ملت را پيشكش اش مي كنيم. دروغ زيركانه هم كه بلد نيست. دروغ از اركان نظام جمهوري اسلامي نيست، ولي از اركان بسياري از مسوولانش و نهادهايش هست. با جان و دل به اين مساله معتقد و معترفم و اصلاً هم كوتاه نمي آيم. چون با چشم و گوش خود ديده و شنيده ام. ممكن نيست مسووليتي هر چند جزئي در اين نظام به فردي سپرده شود و دروغ و عمل غير منطقي از وي، از طرف عاليرتبه هايش خواسته نشود. تنها چاره براي درمان اين درد اين است كه شوراي محترم نگهبان ، دروغ و دروغگويي را جزو موارد رد صلاحيت كانديداهاي مجلس و رياست جمهوري و ... اعلام كند و بر آن پافشاري نمايد. ولي چه كنيم كه براي حفظ نظام جمهوري اسلامي دروغ را لازم و واجب مي شمارند. اينكه چه كسي مي شمارد ، نمي دانم! اينجايش را واقعاً نمي دانم. براي همين هست كه بسيارند افرادي كه از آنها پذيرش مسووليتي خواسته مي شود ولي سرباز مي زنند. نمي خواهند آلوده ي دنياي بعضي ها شوند. چون مي دانند، نمي توانند در برابر دروغها بايستند پس وارد اين گود نمي شوند. متاسفانه دروغ آن قدر با مسوولان كوچك و بزرگ نظام جمهوري اسلامي نزديك هست كه گاهي ممكن هست دروغ را از اركان نظام جمهوري اسلامي بدانيم. دروغ به اصطلاح مصلحتي از اول بوده و تا حالا هم ادامه پيدا كرده. وقتي همه دروغ بگويند ، ايرادي ندارد كه نماينده مجلس ما هم دروغ بگويد. چه اشكالي دارد. يكي بقاي نظام را بهانه مي كند. يكي هم بقاي خودش را كه مثلاً به بقاي نظام كمك مي كند. اصلاً صحبت از ايده آل ها درست نيست. مگر ما و مسوولان ما ، كه هستيم كه دروغ نگوييم. چرا نبايد مسوولان در نظام اسلامي دروغ نگويند. مگر انسان نيستند. مگر فرشته اند. به قول طنازي : اگر چند صد نفر آدم راست كردار در اين دنيا بودند كه منجي آخرالزمان ظهور مي كرد! پس نگرديم. نيست. چرا خودمان دروغ مي گوييم ولي انتظار داريم مسوولانمان دروغ نگويند. مگر آنها كه هستند. يكي علافتر از بقيه. همه اش بر مي گردد به نظام آموزشي و پرورشي مملكت كه همه مان را ايده آليست بار آورده و يكي نبوده كه بگويد مثلاً دروغ هم براي حيات جامعه اسلامي لازم هست. ديده ايد وزير و وكيلي را به خاطر دروغش باز خواست يا رد صلاحيت كنند؟ چرا شرايطي براي دروغ مصلحتي مسوولانمان قرار نمي دهيم. مثلاً جايي كه كمتر كسي مي فهمد دروغ بگويند نه در موردي كه بچه مدرسه ايها هم مي فهمند. اين هم از وظايف شوراي محترم نگهبان هست كه به نظر من هرچه هست همانجاست و كار ، كار خودشان هست. اين آقاي ((او)) نشان داده كه به چيزي غير از در بالا ماندن خودش معتقد نيست. نمي خواهد سقوط كند. نمي خواهد پرت شود يا پرتش كنند و پرتگاه را هم مي شناسد. به غلتيدن هم راضي نيست. لازم باشد حزب و جناح و گروه اش را هم مي فروشد ، چه برسد به شما و همشهريان. قبلاً هم سوابق اش اين را نشان داده. من براي اينكه حرفهايم فقط حرف خودم نباشد با افكار ديگران هم مقايسه مي كنم و اين مي شود كه دربرگيرنده ي بخشي از افكار عمومي مي شود. آدم ِ اين شكلي همه را وسيله اي براي خودش مي بيند. شما در دستش هستيد ، نه او در دست شما! هر قدر بيشتر به او نزديكتر شده ايد از جمعي كه نمي خواهيد از دستشان بدهيد دورتر مي شويد. بازگشت به گذشته هم ممكن نيست. پس به كارتان ادامه دهيد تا جايي كه ... يك نگاهي هم اين زير بياندازيم، به قطعات ديگر پازل: انتقادي از جنس انتخاب-نورعليزاده http://www.miyanaj.com/r1343.htm صدهزار نفر بازيچه ي نايبي - مهران مهدوي http://www.miyanaj.com/r1340.htm دلي شکسته دارم-سيداسماعيل صدري http://www.miyanaj.com/r1359.htm ميانه دات كام را چه شد؟ http://miyanehpix.blogfa.com/post-414.aspx خوش و خرم باشيد.

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۰/۰۵/۲۹ - ۱۰:۰۵
پسندیدن 0 اشتراک گذاری 0 دنبال کردن 0



لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم